خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداندبگردد روی بخت از من، گر از من رو بگرداند
۲
دلم را ضعف غالب شد، ز ننگ لاغری ترسمعنان از صید من عشق قوی بازو بگرداند
۳
بود گر سبحه از خاکم، مسلمان بگسلد تارششوم گر شعله، ز آتش روی خود هندو بگرداند
۴
نه تنها بت ز من برگشته همچون روزگار منز ننگ سجدهام، محراب هم ابرو بگرداند
صفحهٔ ۱ از ۲