خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخم خار آرزوی آبله پا باشدغنچه را غیر شکفتن چه تمنا باشد؟
۲
به جز از سبحه ندیدیم ز دل راه به دلورنه بایست دلت را غم دلها باشد
۳
تا بود قطع تعلق، سر پیوند کراست؟ما و شمشیر تو، سوزن ز مسیحا باشد
۴
سرفرازی چو درین بزم به خدمت گروستصرفه شمع در آن است که برپا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲