خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی اسیران غمت را غم دنیا باشد؟گر تو پروا کنی از چرخ، چه پروا باشد؟
۲
هرکه را خورد دل از چاه زنخدانی آبتشنه لب میرد، اگر بر لب دریا باشد
۳
ناخن تیشه عاشق چو شود عقدهگشاینگذارد که گره در دل خارا باشد
۴
هیچکس نیست که محتاج نگردد به فلکبازگشت قدح آخر سوی مینا باشد
صفحهٔ ۱ از ۱