خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز عقدهها که فلک نذر کار من داردشکفتهام، که غم روزگار من دارد
۲
شود چو محو تماشای یار، داغ شومکه حیرت آینه را در شمار من دارد
۳
نیافت در چمنم سبزهای که زرد کندچه شکوهها که خزان از بهار من دارد
۴
سفینه کرده فلک اختیار، پنداریخبر ز گریه بیاختیار من دارد
صفحهٔ ۱ از ۷