شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشقت اقرار به دل آرد و انکار بردهمچو صیقل که صفا بخشد و زنگار برد
۲
بیخودی لازمه عشق بود، ورنه چراهرکه را بر سر کار آورد، از کار برد؟
۳
که به غربت فکند تنگدلان را زوطن؟باغبان کی گل نشکفته به بازار برد؟
۴
سوختم ز آتش دل، نیست شفیعی که مرابه بهشت قفس از عرصه گلزار برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth