شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با من، غمت ز مهر، دویی در میان ندیدکس شعله را به خار چنین مهربان ندید
۲
یاد چمن ز خاطر مرغ اسیر رفتچون دلنشینی قفس از آشیان ندید
۳
تا بود، روزگار به افسردگی گذاشتکس رنگ خنده بر لب این بوستان ندید
۴
گردید چون خیال و ز دلها خبر گرفتتیر ترا دمی که دلم در کمان ندید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth