خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کَنم به ناخن حسرت، بدن من درویشبدین وسیله مگر ناخنی زنم در خویش
۲
ز ننگ شیخ و برهمن، چرا نظربازانبه هم چو تیر نیایند راست در یک کیش؟
۳
نیَم ملول ز تقدیم مدعی، چه عجبز صبح صادق اگر صبح کاذب افتد پیش
۴
ازین چه سود کزین پیش فیض بخشی بودچه بهره یابد از انعام رفتگان درویش؟
صفحهٔ ۱ از ۱