شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسی چون سایه افتادم به پای سرو آزادشز خاکم برنمی‌دارد، نمی‌دانم چه افتادش
۲
خوشم کز کوی او قاصد چو آمد، برنمی‌گرددچو آید بوی گل، نتوان به گلشن پس فرستادش
۳
کند روح شهیدان طوف بسملگاه صیدی راکه بی جذب کمند آرد به پای تیغ، صیادش
۴
نمی‌خواهم که یک ساعت شود فارغ ز آزارممبادا دیگری خود را زند بر تیغ بیدادش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth