شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غیر آه و اشک حسرت نیست در بارم چو شمعتا به مغز استخوان شد گرم، بازارم چو شمع
۲
تا کف پا گر درین محفل بسوزد پیکرمبر سر بالین نمی‌آید پرستارم چو شمع
۳
مانده‌ام از خامی خود دور، ورنه دوست گفتهرکجا پروانه‌ای باشد، خریدارم چو شمع
۴
اهل مجلس هرکه را بینی خریدار من استدر وفای شعله تا گرم است بازارم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth