خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فسرده صحبتم از انتظار گریه شمعگلی نچید شبم از بهار گریه شمع
۲
ترشح مژه از التفات داغ بودبه دست شعله بود اختیار گریه شمع
۳
به محفل از پر پروانه برگ گل ریزدز شاخ شعله، نسیم بهار گریه شمع
۴
هلاک کلبه خویشم که میکشد دایمفراق خنده صبح و خمار گریه شمع
صفحهٔ ۱ از ۳