شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌آیم از طوف حرم، بتخانه پنهان در بغلزنار راهب بر میان، ناقوس گبران در بغل
۲
هرچند صید لاغرم، انکار قتل من مکنکز غمزه‌ات دارد دلم، صد زخم پیکان در بغل
۳
مژگان ز لخت دل کند، هر لحظه پر گل دامنممن گل چو طفلان دم‌بدم، ریزم ز دامان در بغل
۴
هر شب کنم تا صبحدم، طوف مزار کشتگانگیرم به یاد خنجرت، خون شهیدان در بغل
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth