خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سایه در ره عشق از قفای خویشتنمبس است خضر ره آواز پای خویشتنم
۲
نمیروم ز چمن هیچ فصل، آن مرغمکه گل بریزد و من بر وفای خویشتنم
۳
ز کعبه منفعلم، زانکه در حرم نگذاشتغم بتان نفسی با خدای خویشتنم
۴
چه حیله کرد ندانم دلیل راه وصالکه ره تمام شد و من به جای خویشتنم
صفحهٔ ۱ از ۲