خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر تا قدم ز داغ تمنا در آتشمشاخ گلم مگر، که سراپا در آتشم؟
۲
تا کردهاند نسبت آتش به خوی دوستهرجا که آتشیست، من آنجا در آتشم
۳
ترسم غم تو جای کند گرم در دلیورنه چرا ز گرمی دلها در آتشم؟
۴
رخسار یوسف از عرق حسن درگرفتیعنی ز رشک عشق زلیخا در آتشم
صفحهٔ ۱ از ۳