خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از لعل لبت جز طمع خام ندارمدارم هوس کام، اگر کام ندارم
۲
دل را به خیال از تو تسلی نتوان کردبشتاب که من طاقت پیغام ندارم
۳
ترکی به نگه کرده مرا مست، حریفانمعذور که پروای می و جام ندارم
۴
ای آتش سوزان، چو سپند سر آتشتا روی ترا دیدهام آرام ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲