شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عافیت غم را مداوا کرد و زین غم سوختمهرکسی از داغ سوزد، من ز مرهم سوختم
۲
خنده‌های شادی گل در چمن داغم نکردغنچه را دیدم غمی دارد، ازان غم سوختم
۳
در محبت شعله افزون گردد آتش را ز آبتا چو شمعم بود در هر قطره‌ای نم، سوختم
۴
بس که دارم ذوق غم، هرجا که دیدم ماتمی‌ستمن در آن ماتم، فزون از اهل ماتم سوختم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth