خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دایم چو غنچه سر به گریبان گریستمپیدا شکفته بود و پنهان گریستم
۲
هرجا چو غنچه تنگدلی چند یافتمرفتم چو ابر و بر سر ایشان گریستم
۳
چون شمع، زندگانی من صرف گریه شدتا آخرین نفس، ز تف جان گریستم
۴
ای ابر هرزه آب رخ خود مبر، که منچندان که ممکن است چو باران گریستم
صفحهٔ ۱ از ۲