شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخم ناخن کی برآرد مدعای سینه‌ام؟خنجر الماس می‌باید برای سینه‌ام
۲
آنچنان پالوده از درد کهن، اجزای منکز برون چون شیشه ظاهر شد صفای سینه‌ام
۳
وسعت دل می‌دهم چون غنچه شبها تا سحرتا نباشد تنگ بهر غم، فضای سینه‌ام
۴
اندکی از بیقراریهای دل آسودمیدر بغل بودی اگر دوزخ به جای سینه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth