خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردمسوزد به مجلس ما، شبها چراغ مردم
۲
دانسته تا دلم را، سوزد به داغ حسرتهر لحظه آید از من پرسد سراغ مردم
۳
چون گل نمانده بر تن، از داغ جای داغمسوزد مگر ازین پس، عشقم به داغ مردم
۴
در حفظ ناله کوشم، تا دردسر نبینندبر خود جفا پسندم، بهر فراغ مردم
صفحهٔ ۱ از ۲