شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده را در عشق ازین به، مبتلا می‌خواستیمگریه می‌کردیم و طوفان از خدا می‌خواستیم
۲
وصل می‌جستیم و مطلب حسرت دیدار بودعشق می‌گفتیم و درد بی‌دوا می‌خواستیم
۳
شکر نعمت کس نمی‌داند چو ما، کز تیغ تویک جفا نادیده، عذر صد جفا می‌خواستیم
۴
حسرت آلودگی هم نیست دور از لذتییک دو روزی خویشتن را پارسا می‌خواستیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth