شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون می‌چکد از دیده ز نظاره داغمتا خون نشود، وا نشود غنچه باغم
۲
پیدا نبود دل ز هجوم غم معشوقپنهان شده از کثرت پروانه، چراغم
۳
گر بر لبم انگشت زنی، جوش زند خونکان غمزه ز خون کرد لبالب چو ایاغم
۴
چون زنده کند صور سرافیل دلم را؟گر بوی تو در حشر ندارد به دماغم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth