خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به تیغ غمزه آن شوخ قاتل بستهامصید قاتلدوستم، بر تیغ ازان دل بستهام
۲
عمرها جان کندهام، تا این دل صدپاره رابرده بر فتراک او چون صید بسمل بستهام
۳
زحمت پا برنتابد خار این صحرا، ازانخویش را چون گرد بر دامان محمل بستهام
۴
شستهام از جان شیرین دست اول، بعد ازاندل به زلف آن بت شیرینشمایل بستهام
صفحهٔ ۱ از ۲