شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در غمت با گریه شام و سحر خو کرده‌امروز و شب چون ابر با مژگان تر خو کرده‌ام
۲
گل نمی‌خواهم، پر است از پاره دل دامنممی نمی‌نوشم، به خوناب جگر خو کرده‌ام
۳
روز و شب دارم هوای لعل آن شیرین پسرطوطی‌ام، نبود عجب گر با شکر خو کرده‌ام
۴
کس نیارد بر سر من آن ستم‌اندیش راهمچو قدسی با دعای بی‌اثر خو کرده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth