شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در انتظار تو شد عمرها که چشم به راهممپیچ سر ز نیازم، متاب رخ ز گناهم
۲
چه لذت است ببین انتظار آمدنت راکه در برابر چشم منی و چشم به راهم
۳
مرا همای خرد گو به فرق سایه میفکنبه سر، سیاهی داغ جنون بس است پناهم
۴
در انتظار تو ای شمع بزم، تا سحر امشبچو شمع بر سر مژگان نشسته بود نگاهم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth