خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۳۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما حرف سود خویش برای زیان زدیمخرمن چو گل به نیت باد خزان زدیم
۲
من بعد، ما و حلقه رندان، چه سود کردچندان که حلقه بر در هفت آسمان زدیم
۳
طول امل درازتر از روزگار بوددر زلف یار، دست ز کار جهان زدیم
۴
ما را حجاب دام، نفس در قفس شکستیک بار اگر به سهو، دم از آشیان زدیم
صفحهٔ ۱ از ۱