شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش بر خاک درت عرض جبین می‌کردموز جبین درخور آن، سجده گزین می‌کردم
۲
گر خیال تو به آیینه گمان می‌بردمدر دل آینه، چون عکس، کمین می‌کردم
۳
من چه دانم که مثنا نشود وصل تو، کاشروز اول، نگه بازپسین می‌کردم
۴
تهمت خرمی از هر دو جهان برمی‌خاستگر به اندازه غم، ناله حزین می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth