خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خموش میکند دلیر تماشای ماه منمن بعد، چشم آینه و دود آه من
۲
تا چشم باز میکنم، از پیش رفتهایچون شمع، کاش بر مژه بودی نگاه من
۳
کوتاه بهترست شب ناامیدیاممگشا گره ز طره بخت سیاه من
۴
در دیدهام ز روی تو آتش فتادهاستروشن شود چراغ ز تاب نگاه من
صفحهٔ ۱ از ۲