شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌شود هر دم پریشان زلف بر رخسار اوکز پریشان خاطری یادش دهد هر تار او
۲
از بیابان محبت سرسری مگذر چو بادکز گریبان گل دمد، دامن چو گیرد خار او
۳
بر سر کویش مسیحا تن به بیماری دهدتا کند چون ناتوانان تکیه بر دیوار او
۴
باغ امید مرا ترسم نماند میوه‌ایناامیدی چند سازد رخنه در دیوار او؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth