شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دل غمی چو نداری، به سینه داغ منهترا که بسته بود در، به ره چراغ منه
۲
وصیتم شب رحلت به می‌فروش این بودکه جز پیاله به بالین من چراغ منه
۳
مرا ز گلشن جان عطر پیرهن برخاستنسیم گو به سرم منت سراغ منه
۴
غمم چو تازه نکردی، به راحتم مفریبچو ناخنی نزدی، پنبه‌ام به داغ منه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth