شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نه‌ایعالمی از تو خراب است و تو آباد نه‌ای
۲
در گرفتاری عشق است حیات ابدیجان به شکرانه ده ای صید، که آزاد نه‌ای
۳
در حق من سخن غیر مگر کردی گوش؟که دو روزست به من بر سر بیداد نه‌ای
۴
گر سر زلف نداری، دل خود بیرون کشدر ره صید مکش دام، چو صیاد نه‌ای
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth