خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشتهای اول به نازم، باز خندان گشتهایمیتوان دانست کز قتلم پشیمان گشتهای
۲
من طلبکار توام با چشم در دیر و حرمتو مرا در سینه همچون روح پنهان گشتهای
۳
بعد ایامب که پیشش یافتی راه سخنعرض حال خویش کن ای دل، چه حیران گشتهای؟
۴
مرهم الماس ای دل بستهای بر زخم خویشکردهای با درد خو، فارغ ز درمان گشتهای
صفحهٔ ۱ از ۲