خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نومیدی خوشم، ناکامیام کام است پنداریدلم را بی سرانجامی سرانجام است پنداری
۲
شراب ناامیدی خوش گوارا شد مزاجم راحریفان را می وصل تو در جام است پنداری
۳
میان روز و شب، بی دوستان فرقی نمیبینمبه چشمم اول صبح آخر شام است پنداری
۴
به گوشم امشب آواز جرس نزدیک میآیدز من تا محمل مقصود، یک گام است پنداری
صفحهٔ ۱ از ۲