خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز مو ضعیفترم از غم میان کسیبه هیچ قانعم از حسرت دهان کسی
۲
خدای را مددی، تا کی از شکنجه هجرچو شمع، تاب خورد مغز استخوان کسی
۳
سرم به سجده گردون فرو نمیآیدرخ نیاز من و خاک آستان کسی
۴
حدیث مهر تو آید چو بر زبان، چه عجباگر چو شمع جهد آتش از زبان کسی
صفحهٔ ۱ از ۲