شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شمع امشب مرا در محفلش بار است پنداریبه مغز استخوانم شعله در کارست پنداری
۲
چمن بشکفت و از دلها خروشی برنمی‌آیدقفس، تابوت مرغان گرفتارست پنداری
۳
خیالش بی گمان امشب به خلوتخانه چشممچنان آید که بخت خفته بیدارست پنداری
۴
ز من برگشت دل چون بخت، تا برگشت یار از منمرا این بخت برگردیده، در کارست پنداری!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth