خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخیزد از دل مرغان باغ، افغانیکه ناخنی نزند بر دل پریشانی
۲
هزار عقدهام از دل به یک خدنگ گشودفروختم چمنی غنچه را به پیکانی
۳
ز شرم عشق اسیر تو آب گشته مگر؟که شد ز دام تو هر حلقه، چشم گریانی
۴
به غیر جیبدریدن نداند، آنکه بودچو شمع تا نفس آخرش گریبانی
صفحهٔ ۱ از ۱