خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۴۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میکنم در بوستان با عندلیبان شیونیورنه گل را کی پسند افتد نوای چون منی
۲
تا دم مردن فغانم در هوای یک گل استنیستم بلبل که باشم هر نفس در گلشنی
۳
تو نکونامی و من بدنام و مردم عیبجوهمرهی عیب است عیب، از چون تویی با چون منی
۴
بیخودم دارد، اگر یک قطره، گر یک ساغرستدل چو سوزد، خواه از یک شعله، خواه از گلخنی
صفحهٔ ۱ از ۲