خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سواره هر چه به نظّاره گاه برگذریبه یک کرشمه چه باشد که باز پس نگری
۲
رقیب خود ز تو خالی نمی شود یک دمچنین یکی شده باهم که دید دیو و پری
۳
به دستِ باد غباری فرست از آن خاکیکه بی دریغ به نعل سمند می سپری
۴
عتاب و ناز به میزانِ عدل بر ما سنجسرش به ظلم گراید اگر ز حد ببری
صفحهٔ ۱ از ۳