خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرا نیست به کویِ تو مجالِ گذریبه تو دارم طمع از روی عنایت نظری
۲
از پیِ وصلِ تو بر خویش گرفتم همه رنجزان که ممکن نبود نفعِ جهان بی ضرری
۳
گر به دردم برسی دستِ عنایت بر سربر سر کشته ی هجران بکنی هم گذری
۴
با تو گویم سخن و کرده نظر با غیریبا تو باشم به دل و بوده به تن با دگری
صفحهٔ ۱ از ۲