خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیش ازینم نشود از تو میسّر به صبوریگر ترا هست مرا نیست دگر طاقتِ دوری
۲
همچنان من ز نصیحتگر بیهوده ملولمکه تو از صحبتِ بیحاصلِ این بنده نفوری
۳
من اگر با تو نباشم ز خیالم تو نباشیغایب ای دیده که چون باصره در عینِ حضوری
۴
اگر ایناند رقیبان تو ما را چو غریبانکام و ناکام بباید شد از این شهر ضروری
صفحهٔ ۱ از ۳