شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آن سرم که دگرباره در دهم صوریصلا بگویم و عشّاق را دهم سوری
۲
ولیک من به سرِ خود نمی‌توانم بودکه هست قاعده بر آمری و مأموری
۳
مطیع امرمان و تعلیم را شده تسلیمبلی نباشم نه معجبی نه مغروری
۴
طبیبِ درد کسی دیگرست وگرنه به حقمن آن نی‌ام که ندانم علاجِ رنجوری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth