خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان دراو مکش ای بی بصر به دست درازیکه پاک سیرت و پاکیزه دامن است و نمازی
۲
ترا که خوف نبوده ست شوق عشق چه دانیترا که دیده نباشد نظر چه گونه ببازی
۳
به سر برند به سر عارفان طریق محبّتبه سرسری نتوان رفت راه عشق و به بازی
۴
طمع مکن چو می کنی دگران راغزای نفس خود اوّل کند مجاهد غازی
صفحهٔ ۱ از ۳