شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بمیر و تا نبود هم‌نفس مزن نفسیکه مرگ بهتر از این زندگی بود به بسی
۲
چو با کسی نبود عهد روزگار عزیزهباست گر همه عمری بود اگر نفسی
۳
تو زاهدیّ و منم فاسقی چه میگوییکدام بِه؟ تو به خود می روی و من به کسی
۴
به صدر خاص به خاصی توان رسید بلیکه عشق گوهر خاص است و عقل عام خسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth