خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس ندارم که پیامی برد از من به کسیچون کنم دسترسم نیست به فریاد رسی
۲
بر کسی شیفته ام باز من خام طمعکه چو من سوخته خرمن یله کرده است بسی
۳
از منش یاد نمی آید و خود می داندکه از او صبر ندارم من مسکین نفسی
۴
هوسی بود که با من به ضرورت می باختچند بردارد اگر عشق نباشد هوسی
صفحهٔ ۱ از ۳