شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آن سری که دل مستمند ما بخلیاگر به دل برهم از تنم به جان بحلی
۲
تو را رسد که اگر که بر قبیله ی آدمبه حسن ناز کنی حق به دست توست بلی
۳
به بوسه ای ز تو راضی نبوده ایم بیارکه در صفا و کرم نوش لعل و بحر دلی
۴
بیا به جان عزیزت که روزگار مبرمجال گفت و شنو نیست تا کی از لک ولی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth