خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش بود به صبح دم زمزمه ی خروسِ میزنده دلا نمی کنی تجربه از نشاطِ وی
۲
از نفحاتِ صبح دم بهره نگیری ای صنمباز نشین ز خواب و کف پیش کن و بخواه می
۳
حور و شرابِ نقد را هر دو به دست می شودعشوه نمی خریم ما وعده ی نسیه تا به کی
۴
باد ببرد مملکت خاک بخورد سلطنتنامِ نکو بماند و بس از جم و کی قباد و کی
صفحهٔ ۱ از ۳