خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو تازه کرد جهان نوبهار و رفت خزانیتهیست دستم ساقی بیار باده که جانی
۲
وگر چو دستِ من است ای پسر تهی شده مشکتدو اسبه از پیِ می شاید ار الاغ دوانی
۳
چه گونه فوت توان کرد خاصه موسمِ گلهادمی که نه به لبِ کشت زار و آبِ روانی
۴
شراب و سبزه و آب روان و شاهد و مطربهمین ست مایه و اسباب و دستگاه جهانی
صفحهٔ ۱ از ۳