شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۳۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریغ عمر که بی‌هوده صرف شد هی هیمن و شبی و زمانی و لحظه‌ ای بی می
۲
به دست خود که کند با خود این که من کردمکهای توبه‌ام آخر ز احمقی تا کی
۳
قسم نخورده و عهدی نکرده‌ام وانکگواه قاضی شهرست هان بپرس از وی
۴
وجودِ من متعلّق به جام می بوده‌ستچنان که ذرّه به نور و چنان که نور به فی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth