خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۳۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر از وصلِ تو هر طایفه را سوداییدر جهان از تو به هر گوشه دگر غوغایی
۲
خلقی از شمعِ جمالِ تو چو پروانه بسوختتو خود از حسن نداری به کسی پروایی
۳
سالکان در طلبت بس که جهان گردیدنددر جهان چون تو ندیدند جهان آرایی
۴
کیست خورشید که در حسن تو داخل باشدلاف خوبی نزند با تو زمین پیمایی
صفحهٔ ۱ از ۳