شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برفت و برد دل و دینم آن بخاراییبه خیره چون کنم آوخ دریغ برنایی
۲
نه از ملامتِ مردم بلی ز غایتِ ضعفنه برگِ رفتن و نه طاقتِ شکیبایی
۳
بسوختم چه کنم دم نمی‌توانم زدکه نیست قوّت آهم ز ناتوانایی
۴
گرم امید نبودی به بازدیدن اوبکندمی ز سر این هر دو شوخِ بینایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth