خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو خود به گوش نیاری حدیث زاری ماکه در تو کار نکردست درد کاری ما
۲
شنوده ام که گشودی زبان بدشناممعزیز من چه گشاید ترا ز خواری ما
۳
گر ای نسیم شبی بگذری بر ان سر زلفبه گوش او برسان ذکر بی قراری ما
۴
هزار بار به جان بار محنتت بردیمبه هیچ بر نگرفتی تو بردباری ما
صفحهٔ ۱ از ۲