خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب راشرمنده ساختی همه روز آفتاب را
۲
تیغ ترا چه حاجت رخصت به خون ماستبر خلق تشنه حکم روانست آب را
۳
بینم دو چشم مست تو بیمار سرگراناین است شیوه مردم بسیار خواب را
۴
دل سوخت در سماع و نمی ایستد ز چرخرقصی ست گرم بر سرآتش کباب را
صفحهٔ ۱ از ۲